در اقتصاد خرد، تولید تبدیل نهاده ها (به انگلیسی: inputs)‏ به ستاده ها (به انگلیسی: outputs)‏ است. این امر فرایندی اقتصادی است که که در آن نهاده ها برای ساختن یک کالا برای مبادله و یا استفاده مستقیم بکار برده می شوند. تولید یک جریان است و بنابراین میزان مشخصی از ستاده ها به ازای هر دوره ای از زمان در مقابل نهاده ها به دست می آید.
هزینه فرصت (به انگلیسی: opportunity cost)‏ به هزینه اقتصادی تولید ارجاع دارد: ارزش بهترین فرصت بعدی از دست رفته. انتخاب ها معمولاً باید بین اعمالی مورد علاقه و نیز مانعه الجمع (به این معنا که انتخاب یکی به معنای طرد دیگری است) انجام می شوند. این مساله، رابطه پایه ای میان کمیابی و انتخاب را نشان می دهد. [۲۶] هزینه فرصت یک عمل، عنصری است برای مطمئن شدن از اینکه منابع کمیاب بصورتی کارا مورد بهره برداری قرار گرفته اند، بطوری که هزینه آن عمل در برابر ارزش اش سنجیده می شود. هزینه فرصت تنها به هزینه های پولی یا مالی مربوط نیست بلکه میتوانند بوسیله ارزش واقعی تولید ازدست رفته، اوقات فراغت، و یا هر چیز دیگری که بهره ای جایگزین فراهم کند سنجیده شود.
نهاده هایی که در فرایند تولید مورد استفاده قرار میگیرند شامل عوامل پایه ای تولید مانند خدمات کاری، سرمایه (کالاهای تولید شده قابل دوام مثل یک کارخانه که در تولید مورد استفاده قرار می گیرند)، و زمین (شامل منابع طبیعی) می شوند. دیگر نهاده ها ممکن است شامل کالاهای واسطه ای (به انگلیسی: intermediate goods)‏ هستند که در تولید کالاهای نهایی مورد استفاده قرار می گیرند، مانند فولاد در ساختن یک اتومبیل نو.
بهره وری اقتصادی (به انگلیسی: economic efficiency)‏ توصیف کننده این امر است که چگونه یک سیستم ستاده دلخواه اش را با وجود مجموعه ای از نهاده های موجود و نیز تکنولوژی در دسترس ایجاد می کند. بهره وری هنگامی بهبود می یابد که ستاده بیشتری بدون تغییر نهاده ها ایجاد شود، بعبارت دیگر، میزان اتلاف کاهش داده شده باشد. یک استاندارد کلی عموماً پذیرفته شده بهره وری پارتو (به انگلیسی: Pareto efficiency)‏ است که هنگامی بدست می آید که دیگر هیچ تغییری نتواند بدون بدتر کردن اوضاع کسی، اوضاع فرد دیگری را بهبود بخشد. به دیگر سخن حد نهایی بهبود در سیستم حاصل شده باشد بطوری که نتوان بدون بر هم زدن نظم قسمت دیگری از سیستم از آن فراتر رفت.
حد امکان تولید (PFF) (به انگلیسی: production-possibility frontier)‏ یک نمودار توضیح دهنده برای نشان دادن کمیابی، هزینه و بهره وری است. در ساده ترین حالت یک اقتصاد تنها میتواند دو کالا تولید کند (مثلاً اسلحه و کره). PFF جدول یا نموداری است که ترکیب کمی متفاوت دو کالای قابل تولید را بر مبنای تکنولوژی موجود و کل نهاده ها که میزان ستاده محتمل را محدود می کنند، نشان می دهد. هر نقطه ای در منحنی مجموع ستاده بالقوه برای اقتصاد را نشان می دهد که حداکثر تولید امکان پذیر یک کالای مشخص است بر مبنای مقدار تولید امکان پذیر کالای دیگر.
کمیابی در نمودار به وسیله افرادی که مایل به مصرف فراتر از PFF (مانند نقطه X) هستند اما در مجموع نمی‌توانند و با شیب منفی منحنی نشان داده می شود.[۲۸] اگر تولید یک کالا در منحنی افزایش یابد، تولید کالای دیگر کاهش می یابد، یعنی رابطه ای معکوس میان آن ها وجود دارد. این مساله به خاطر این است که افزایش تولید یک کالا به انتقال نهاده ها از تولید کالایی دیگر و لاجرم کاهش تولید آن کالا بستگی دارد. نقطه D در قسمت شکم منحنی نشانگر تعادل بین تولید دو کالا است. این منحنی به اندازه گیری میزان این می پردازد که ازدیاد تولید یک کالا به هزینه چه میزان تولید کالای دیگر تمام می شود. بنابراین اگر تولید یک اسلحه بیشتر به معنای کاهش تولید 100 عدد کره باشد، هزینه فرصت یک اسلحه برابر 100 کره است. در PFF، کمیابی بر این دلالت دارد که انتخاب تولید یک کالا در مجموع به معنای سر کردن با میزان اندک تری از کالای دیگر همراه خواهد بود. اما هنوز در یک اقتصاد بازار، حرکت در طول منحنی میتواند نشانگر این باشد که انتخاب افزایش یک برون داد برای عوامل تولید کننده به هزینه های آن برتری دارد.
هر نقطه ای بر روی منحنی نشانگر بهره وری تولیدی در بیشینه ساختن برون داد به ازای کل درون داد موجود است. نقطه A در داخل منحنی، محتمل است اما نشانگر عدم بهره وری تولیدی (اتلاف درون دادها) می باشد که در آن برون داد هر یک یا هر دوی کالاها می تواند با حرکت به سوی شمال شرقی به نقطه ای بر روی منحنی تبدیل شود. مثالهای این قبیل عدم بهره وری شامل بیکاری در طول کسادی چرخه تجاری و یا سازمان دهی اقتصادی یک کشور که ناتوان از بهره برداری کامل از منابع خود است، هستند. بودن روی منحنی، اگر به معنای تولید ترکیبی از کالاهایی نباشد که مصرف کنندگان بر دیگر نقاط ترجیح می دهند نباشد هنوز ممکن است به معنای رسیدن به بهره وری تخصیصی (به انگلیسی: allocative efficiency)‏ (یا بهروه وری پارتو) نباشد.
بیشتر توجه اقتصاد کاربردی در سیاتگزاری عمومی بر تشخیص چگونگی بهبود بهره وری یک اقتصاد متمرکز است. تشخیص واقعیت کمیابی و سپس چاره اندیشی برای چگونگی ساز مان دهی جامعه برای بهره ور ترین شیوه استفاده از منابع بعنوان "ماهیت اقتصاد" تعریف شده است، جائی که اقتصاد نقش یکتایی را ایفا می کند.
اقتصاد کلان به بررسی مسایل اقتصادی در سطح کلان ملی یک کشور می‌پردازد. حیطه بررسی اقتصاد جهانی را اقتصاد بین‌الملل به عهده دارد. مسایلی از قبیل ثبات اقتصادی، توازن تراز بازرگانی خارجی، رشد اقتصادی، اشتغال، تورم، مخارج و درآمدهای دولت، رکود اقتصادی، بحران اقتصادی، بیکاری، و اقتصاد توسعه در این بخش مورد بررسی قرار می‌گیرد.
فقر و تبعیض به دلیل بررسی در سطح خانوار از مباحث اقتصاد خرد میباشد.
بر خلاف اقتصاد خرد رفتارهای فردی شکل دهنده اقتصاد کلان نیست هر چند که از جمع رفتارهای فردی شکل گرفته‌است. کینز پدر علم اقتصاد نوین نمونه بارزی را از آثار رفتار واحدی را در عرصه کلان و خرد ارایه داده‌است که به تناقض پس‌انداز مشهور است. اگر افراد به صورت انفرادی پس انداز کنند در سالهای بعد دارای امکانات و قدرت مالی بیشتری خواهند بود و خواهند توانست که از سرمایه جمع شده خود استفاده کنند ولی اگر تمامی افراد جامعه هم‌زمان پس‌انداز خود را افزایش دهند و بخش بیشتری از درآمد خود را پس انداز نمایند مصرف کل اقتصاد پایین می‌آید و این امر موجب کاهش تولید نیز خواهد شد که این امر به کاهش درآمد افراد در آینده منجر می‌شود. از اینرو افزایش پس انداز برای اشخاص مفید می‌تواند باشد ولی برای جامعه به صورت کلی تأثیرات متفاوتی نسبت به تأثیرات فردی آن دارد.
نمونه دیگر: اگر شرکتی یک یا چند تن از پرسنل خود را با ماشین‌آلات جایگزین نماید بی شک سود خواهد کرد و به نفع آن شرکت خواهد بود ولی اگر تمامی شرکتها به یکباره به این کار مبادرت ورزند بیکاری افزایش می‌یابد و موجب کاهش درآمد ملی و در نتیجه کاهش تقاضا برای تولیدات شرکتها شده و سود شرکتها را کاهش می‌دهد. از اینرو تأثیرات سطح کلان می‌تواند با تأثیرات در سطح خرد متضاد باشد.
ساعت : 8:31 am | نویسنده : admin | مرکز فروش | مطلب قبلی
Page : 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8 - 9 - 10 - 11 - 12 - 13 - 14 - 15